|
به‌روز شده در: ۰۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۶
کد خبر: ۴۷۴
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۵ - ۱۶:۰۶
در یکی از سفرهایم به لیبی، وقتی به ملاقات آقای قذافی رفتم، به من گفت که هیئتی از سرخ پوستهای آمریکایی به اینجا آمده اند و وقتی من به آنها گفتم مقاماتی از ایران آمده اند آنها اظهار تمایل کردند تا با شما ملاقات کنند. اتفاقاً این گروه با همان لباس های سرخ پوستی آمریکایی، یعنی با همان کلاه ها و لباس ها، از آمریکا آمده بودند. ما داخل یک چادر روی زمین نشستیم. من شروع کردم به صحبت کردن دربارۀ امام. کسی هم ترجمه می کرد. من چند بار گفتم امام ما، امام ما. در همین بین، پیرمردی که شاید بالای هشتاد سال داشت و رئیس آنها بود اشاره به مترجم کرد که بگو ساکت بشود. بعد به مترجم گفت که به این آقا بگویید این قدر نگوید امام ما، امام ما. بعد یک مرتبه لباس کرباس تنش را پاره کرد و گفت: «این آقا اگر می خواهد ببیند این امام کجا هست، اگر چشم دارد، بیاید عکس امام را در قلب من ببیند. این امام همۀ مستضعفان جهان است. امام همۀ ظلم شده های جهان است. این امام ما هم هست. امام را برای ایران مصادره نکنید.
در یکی از سفرهایم به لیبی، وقتی به ملاقات آقای قذافی رفتم، به من گفت که هیئتی از سرخ پوستهای آمریکایی به اینجا آمده اند و وقتی من به آنها گفتم مقاماتی از ایران آمده اند آنها اظهار تمایل کردند تا با شما ملاقات کنند. اتفاقاً این گروه با همان لباس های سرخ پوستی آمریکایی، یعنی با همان کلاه ها و لباس ها، از آمریکا آمده بودند. ما داخل یک چادر روی زمین نشستیم. من شروع کردم به صحبت کردن دربارۀ امام. کسی هم ترجمه می کرد. من چند بار گفتم امام ما، امام ما. در همین بین، پیرمردی که شاید بالای هشتاد سال داشت و رئیس آنها بود اشاره به مترجم کرد که بگو ساکت بشود. بعد به مترجم گفت که به این آقا بگویید این قدر نگوید امام ما، امام ما. بعد یک مرتبه لباس کرباس تنش را پاره کرد و گفت: «این آقا اگر می خواهد ببیند این امام کجا هست، اگر چشم دارد، بیاید عکس امام را در قلب من ببیند. این امام همۀ مستضعفان جهان است. امام همۀ ظلم شده های جهان است. این امام ما هم هست. امام را برای ایران مصادره نکنید.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: