|
به‌روز شده در: ۰۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۶
کد خبر: ۴۶۵
تاریخ انتشار: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۶
گزینش بود و اتفاقاً گزینش سختی بود. حتی یکی از سوال‌های این پرسشنامه این بود که از چه کسی تقلید می‌کنید؟ اتفاقا یک روزی احمد آقا با من تماس گرفت و گفتند که امام با شما کار دارند. رفتم خدمت امام ایشان فرمودند: از این‌هایی که می‌خواهند وارد سپاه شوند چه سوال‌هایی می‌پرسید؟ من همه را گفتم به جز همین سوال که از چه کسی تقلید می‌کنید. امام فرمودند: به من خبر داده‌اند که شما از این‌ها سوال می‌کنید که از چه کسی تقلید می‌کنند که من بلافاصله گفتم: بله آقا این سوال را هم می‌پرسیم. اما فرمودند: برای چه این سوال را می‌پرسید؟ گفتم: آقا این سپاه را داریم درست می‌کنیم که برود با ضد انقلاب بجنگد و این‌ها حتما باید مقلد شما باشند. امام فرمودند: مگر مقلدین بقیه مراجع جهاد و مبارزه را قبول ندارند؟ ایشان امر کردند که دیگر این کار را نکنید و من هم گفتم: چشم. بر همین اساس خیلی سخت در سپاه نیرو می‌گرفتیم.
تا چند ماه از مردم برای رتق و فتق امور سپاه پول می‌گرفتید. خاطرتان هست نخستین پولی که برای سپاه گرفته‌اید از چه کسی بوده؟

نخستین پول را از آقای جابر انصاری گرفتم که صاحب یک مغازه لوسترفروشی در‌‌ همان خیابان سلطنت‌آباد به نام پارس لوستر بود. رفتم پیش ایشان و گفتم: حاج آقا برای سپاه پول می‌خواهم. دست من را گرفت و آمدیم نگارستان هشتم سر سه‌راه ضرابخانه که نزدیک سپاه بود یک چک به مبلغ ۵۰۰ هزار تومان نوشت داد به من. همانجا در بانک ملی ضرابخانه حساب مشترک باز کردیم و مسوول مالی سپاه و آقای منصوری را صاحب حساب اعلام کردیم و پول را داخل آن حساب گذاشتیم. پس از آن از هر جا پول گیرمان می‌آمد به این حساب واریز می‌کردیم. من یک چیزی حدود ۲۰، ۳۰ میلیون تومان پول از همین آقای انصاری و بازاری‌ها و رفقایم گرفتم. مرداد ۵۸ به آقای هاشمی گفتم این سپاهی که تاسیس شد خرج دارد که در ‌‌نهایت دولت موقت با وجود میل باطنی یک چک ۲۰ میلیون تومانی در وجه آقای هاشمی رفسنجانی کشید. آقای هاشمی هم پشت این چک را در وجه من امضاء کرد. من هم چک را به‌‌ همان حسابی که برای سپاه باز کرده بودیم واریز کردم. روز بعد روزنامه کار و کارگر که متعلق به چپی‌ها بود پس فردای آن روز، پشت و روی چک را منتشر کرده بود که غنایم انقلاب تقسیم شد. چند وقت بعد هم دولت موقت یک ۱۰۰ میلیون تومانی در وجه سپاه صادر کرد.

چقدر به سپاهی‌ها حقوق می‌دادید؟

تا آن موقع هیچی.

چطور عضوگیری می‌کردید؟ آیا تلاشی از سوی گروهک‌ها برای نفوذ در سپاه صورت گرفت؟

از اول درباره این موضوع در سپاه دقت شد. معاونت پرسنلی یکی از کار‌هایش همین بود. هر کسی که می‌خواست وارد سپاه شود یک پرسشنامه‌ای را باید پر می‌کرد. این طور نبود که در سپاه را باز کنیم و گتره‌ای نیرو وارد شود.

یعنی از‌‌ همان ابتدا تشکیل سپاه، گزینش وجود داشت؟

گزینش بود و اتفاقاً گزینش سختی بود. حتی یکی از سوال‌های این پرسشنامه این بود که از چه کسی تقلید می‌کنید؟ اتفاقا یک روزی احمد آقا با من تماس گرفت و گفتند که امام با شما کار دارند. رفتم خدمت امام ایشان فرمودند: از این‌هایی که می‌خواهند وارد سپاه شوند چه سوال‌هایی می‌پرسید؟ من همه را گفتم به جز همین سوال که از چه کسی تقلید می‌کنید. امام فرمودند: به من خبر داده‌اند که شما از این‌ها سوال می‌کنید که از چه کسی تقلید می‌کنند که من بلافاصله گفتم: بله آقا این سوال را هم می‌پرسیم. اما فرمودند: برای چه این سوال را می‌پرسید؟ گفتم: آقا این سپاه را داریم درست می‌کنیم که برود با ضد انقلاب بجنگد و این‌ها حتما باید مقلد شما باشند. امام فرمودند: مگر مقلدین بقیه مراجع جهاد و مبارزه را قبول ندارند؟ ایشان امر کردند که دیگر این کار را نکنید و من هم گفتم: چشم. بر همین اساس خیلی سخت در سپاه نیرو می‌گرفتیم.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: