|
به‌روز شده در: ۰۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۶
کد خبر: ۴۵۴
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۷
لاجوردی شبیه مولایش بود، او شبیه مقتدایش امام خمینی (ره) بود. من از یکی از عملیات‌ها که آمدم، رفتم جماران خدمت حضرت امام (ره) و گزارش دادم بعد رفتم هیات دولت و بعد هم پیش شهید لاجوردی در آن عملیات، خیلی از نیروهای ما شهید شده بودند، وقتی گزارش عملیات را خدمت حضرت امام عرض کردم، ایشان آنچنان ناراحت شد که به گریه افتاد. آنجا امام فرمودند که ما باید افتخار کنیم که در زمانی قرار گرفته‌ایم که امتحانش با شهادت است و پناه ببرید به خدا، از روزی که باب شهادت بسته شود. لاجوردی هم چنین روحیه لطیف و حساسی داشت. در مورد زندانی‌ها هم باید بگویم که انصافاً لاجوردی زندان را تبدیل کرده به کلاس انسان‌سازی، لاجوردی آبرویش را گرو می‌گذاشت تا برای یک زندانی مستضعف که بدهی مالی داشته و از عهده آن بر نیامده پول جمع کند تا او آزاد شود. حالا این آدم، آدم خشنی است! البته لاجوردی در مقابل برخی از مجرمین، مصداق اشداء علی الکفار بود و از حدود اسلامی، تخطی نمی‌کرد.
آن موقع که بحث آزادسازی بستان مطرح بود، راهکارهای مختلفی را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که باید عده‌ای روی مین می‌رفتند و محور را پاک می‌کردند، یا اینکه عملیات به تاخیر بیفتد. همین که ما اعلام کردیم داوطلب می‌خواهیم برای روی مین رفتن، همه بلند می‌شدند و ما یک تعداد را انتخاب می‌کردیم که عموماً هم شهید می‌شوند. با این کار، راه باز شد و بستان را آزاد کردیم. یک همچنین جایی و چنین دانشگاهی، برای یک انسان دانشمند مثل لاجوردی، فراموش نمی‌شود قطعاً وقتی کارمند دادستانی به این دانشگاه می‌آمد و دوره‌ای می‌ماند و باز می‌گشت، به هر چه معتقد بود، معتقد‌تر می‌شد و شهید لاجوردی از این کلاس درس، ‌‌نهایت استفاده را برای تربیت نیرو‌هایش می‌برد.
لاجوردی شبیه مولایش بود، او شبیه مقتدایش امام خمینی (ره) بود. من از یکی از عملیات‌ها که آمدم، رفتم جماران خدمت حضرت امام (ره) و گزارش دادم بعد رفتم هیات دولت و بعد هم پیش شهید لاجوردی در آن عملیات، خیلی از نیروهای ما شهید شده بودند، وقتی گزارش عملیات را خدمت حضرت امام عرض کردم، ایشان آنچنان ناراحت شد که به گریه افتاد.
آنجا امام فرمودند که ما باید افتخار کنیم که در زمانی قرار گرفته‌ایم که امتحانش با شهادت است و پناه ببرید به خدا، از روزی که باب شهادت بسته شود. لاجوردی هم چنین روحیه لطیف و حساسی داشت. در مورد زندانی‌ها هم باید بگویم که انصافاً لاجوردی زندان را تبدیل کرده به کلاس انسان‌سازی، لاجوردی آبرویش را گرو می‌گذاشت تا برای یک زندانی مستضعف که بدهی مالی داشته و از عهده آن بر نیامده پول جمع کند تا او آزاد شود. حالا این آدم، آدم خشنی است! البته لاجوردی در مقابل برخی از مجرمین، مصداق اشداء علی الکفار بود و از حدود اسلامی، تخطی نمی‌کرد.
برچسب ها: رفيق دوست ، لاجوردي
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: