|
به‌روز شده در: ۰۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۶
کد خبر: ۴۱۹
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۶:۴۲
یکی دو سال بعد از انقلاب، سران موتلفه و قدیمی های نهضت هر ماه در منزل یکی از ما جلساتی داشتند. امام دستور دادند و گفتند که با احمدآقا جلسه بگذاریم و هرچیزی را که می خواهیم به اطلاع ایشان برسانیم، اول با حاج آحمد آقا در میان بگذاریم. ما هم به دلیل بعضی از حرکات و جریانات گمان هایی درباره ایشان داشتیم، مخصوصا که آن اواخر احمدآقا به طرفداری از مجمع روحانیون متهم شده بود. ما به امام پیغام دادیم که به اینکه احمد آقا پیغام ما را به شما برساند تردید داریم و ممکن است خودشان دخل و تصرف کنند. امام هم فرمودند که به فلانی بگویید یک پیغام که مخالف نظر احمد آقا باشد بدهند تا برایشان ببرد. احمد آقا رفت و جوابش را آورد. اینگونه بود که فهمیدیم نقل قول های حاج آحمد آقا همان چیزی است که بین ما و امام ردو بدل شده است و ایشان خیلی امین بودند.
سیداحمدآقا یک مشاور بی نظیر دست به سینه و گوش به فرمان امام بودند. یکبار از خودشان اظهارنظر نکردند، مگر اینکه امام از ایشان بخواهد. ایشان نقش خاصی نداشت، نماینده امام بود و پیغام ایشان را به ما می‌رساند. پیغام ما را هم به امام می‌رساند. حتی ایشان را امتحان هم کرده بودیم. یکی دو سال بعد از انقلاب، سران موتلفه و قدیمی های نهضت هر ماه در منزل یکی از ما جلساتی داشتند.

امام دستور دادند و گفتند که با احمدآقا جلسه بگذاریم و هرچیزی را که می خواهیم به اطلاع ایشان برسانیم، اول با حاج آحمد آقا در میان بگذاریم. ما هم به دلیل بعضی از حرکات و جریانات گمان هایی درباره ایشان داشتیم، مخصوصا که آن اواخر احمدآقا به طرفداری از مجمع روحانیون متهم شده بود.

ما به امام پیغام دادیم که به اینکه احمد آقا پیغام ما را به شما برساند تردید داریم و ممکن است خودشان دخل و تصرف کنند. امام هم فرمودند که به فلانی بگویید یک پیغام که مخالف نظر احمد آقا باشد بدهند تا برایشان ببرد. احمد آقا رفت و جوابش را آورد. اینگونه بود که فهمیدیم نقل قول های حاج آحمد آقا همان چیزی است که بین ما و امام ردو بدل شده است و ایشان خیلی امین بودند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: