|
به‌روز شده در: ۰۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۶
کد خبر: ۲۸۹
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۳
نامه  ای خدمت امام خمینی(ره) نوشتیم مبنی بر اینکه ما مقلد شما هستیم و اما به شما دسترسی نداریم می خواستیم کسی را معرفی کنید.امام(ره) مرقوم فرمودند: «به جناب حجت الاسلام مهدوی کنی که به نظر اینجانب قریب الفتواست مراجعه فرمایید.»
بهتر آن باشد که سر دلبران    /    در حدیث آید به نزد دیگران

65  سال پیش من شاید حدود شش سالم بود که مسجد لرزاده ساخته شد. البته آن زمان به مراتب کوچکتر از الان بود. مرحوم  آیتالله حاج شیخ علی اکبر برهان که موسس این مسجد بودند  10 یا 12حجره طلبگی در این مسجد هم ساخته بودند. در واقع آیتالله برهان یک مدرس و حوزه علمیه هم در کنار مسجد ساخته بودند. من در سنین پنج شش سالگی مکبر آیتالله حاج شیخ علی اکبر برهان بودم. در این مدرس با اولین طلبهای که آشنا شدم آیتالله مهدویکنی بودند که حدود 10 سال از من بزرگتر بودند. این آشنایی اولیه به تدریج به ارادت ما نسبت به ایشان تبدیل شد و بعد از این یکی از کسانی که ما در مسائل شرعی به ایشان مراجعه میکردیم حضرت آیتالله مهدویکنی بود. بعدها در جاهای مختلفی که ایشان حضور پیدا میکردند مثلا در مسجد جاوید و یا مسجد جلیلی یکی از مشتریهای دائمی ایشان ما بودیم.

بهترین خاطرهای که از قبل انقلاب میتوانم بگویم این است که ما 5 نفر بودیم به نامهای مرحوم حاج تقی الهی، آقای مهدی فداقی، علی حیدری، مصطفی حائری و بنده محسن رفیقدوست که رفاقت دیرینهای با همدیگر داشتیم و در مبارزه همراه همدیگر بودیم. حضرت امام خمینی(ره) که به نجف تبعید شده بودند به خاطر چاپ اعلامیههای ایشان سه نفر از ما را ایادی رژیم گرفتند. من و آقای مصطفی حائری فرار کردیم. ما یک نامهای خدمت امام خمینی(ره) نوشتیم مبنی بر اینکه ما مقلد شما هستیم و از رساله شما استفاده میکنیم. اما در حوادث واقعه و مسائل مستحدثه با توجه به اینکه به شما دسترسی نداریم میخواستیم کسی را معرفی کنید تا در این مسائل به ایشان رجوع کنیم. مرحوم سید احمد آقای خمینی این نامه را بردند و حضرت امام(ره) زیر نامه ما مرقوم فرمودند: «به جناب حجت الاسلام مهدوی کنی که به اینجانب قریب الفتواست مراجعه فرمایید.»

آن موقع در خیابان آب منگول یک مکانی بود به نام مکتب صادقیه که محفل مذهبیها بود. کنار مکتب صادقیه منزل آقا مصطفی حائری بود. ما آیتالله مهدویکنی را یک شب برای شام دعوت کردیم منزل آقای حائری و این نامه و مرقومه حضرت امام(ره) را خدمت ایشان دادیم. متاسفانه کپی هم نگرفتیم.من دقیقا یادم هست سالهای اول انقلاب در جلسهای که در دانشگاه امام صادق(ع) بود از آیتالله مهدوی در خصوص نامه پرسیدم که یادشان بود اما نمی دانستند که نامه را کجا گذاشته اند.

آنچه بنده از شحص آیتالله مهدوی میشناسم و میدانم این است که خیلی از صفاتی که از قول معصومین(علیهم السلام) و از قول حضرت بقیه الله الاعظم(عج) در مورد نائب امام زمان و مرجع تقلید عنوان شده در وجود آیتالله مهدویکنی قابل مشاهده است. فقاهت، صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا علی هواه و مطیعا لامر مولاه همه در وجود آیتالله مهدوی موج میزند.

ایشان در زمان حضرت امام خمینی(ره) مطیع محض ایشان بودند. امروز هم کاملا مطیع مقام معظم رهبری و در اختیار ایشان هستند. همه را هم به این اطاعت عبادت گونه دعوت میکنند. در هیچ مسئلهای من از ایشان هوای نفس ندیدم. شخصیت آیتالله مهدویکنی به گونهای است که همه ایشان را دوست دارند. ایشان همانطور که امام و مقام معظم رهبری میخواستند همواره منادی وحدت بودند.

قبلا از اینکه من سپاهی بشوم کمیتهای بودم و بعدا هم با کمیتهها ارتباط داشتیم. البته آیتالله مهدویکنی در کمیتهها یک ریاست عالیه داشتند و بیشتر امور را آیتالله باقری کنی اداره میکردند. اما در دورههای مختلفی که ایشان در دولت بودند چه در زمان نخست وزیری، چه وزارت کشور و ... آثار تقوا، پاکدستی و شایسته سالاری در مجموعه تحت امر ایشان به چشم میخورد.

یک روز از ایشان پرسیدم با این بعد علمی و فقهی چرا ایشان کارگزار اجرایی نظام شده است؟ آیتالله مهدویکنی در پاسخ فرمودند: نظام جمهوری اسلامی آنقدر ارزش دارد که هر کاری به ایشان بدهند با منت میپذیرند.

کمتر از یک سال قبل از رحلت حضرت امام خمینی(ره) ایشان یک انتصابی در سپاه انجام داده بودند که من نسبت به آن انتصاب مسئله پیدا کرده بودم. البته خودم را مطیع محض امام میدانستم اما نسبت به آن انتصاب تردید داشتم. در جلسهای به طور اتفاقی در کنار آیتالله مهدویکنی قرار گرفتم و خطاب به ایشان گفتم نظر شما در خصوص انتصاب جدید چیست؟ آیتالله مهدویکنی گفتند: از من راجع به انتصاب امام میپرسی؟ اصولا این سوال در قاموس تو جایی دارد؟ سریع استغفار کن و در دلت تردیدی راه نده.

من عقیده ام این است که اگر آیتالله مهدوی تشخیص میدادند که رساله بدهند امروز در رده اول مراجع تقلید جهان تشیع بودند. اما ایشان اینطور تشخیص دادند که با تاسیس دانشگاه امام صادق(ع) کادرسازی کنند.امروز اگر بی سر و صدا در در نقاطی از کشور کار درست و دقیقی انجام میشود شما حضور پر رنگ یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق(ع) را میبینید. به تدریج آثار و برکات این کادرسازی  در مدیریت کشور در حال روشن شدن است.

البته ایشان الان حوزه هم دارند. همان طور که میدانید در وقف نامه مدرسه مروی قید شده که اعلم علمای تهران میبایست تولیت این مدرسه را بر عهده بگیرد. خب امام با توجه به نامهای که قبلا به ما دادند تشخیصشان در خصوص آیتالله مهدویکنی اینگونه بود.

منتهی یک کمبود و فقدان سبب نگاه و التفات ویژه ایشان به دانشگاه شد. من دو دوره همکاریهایی با دانشگاه امام صادق(ع) داشتم. تشخیص آیتالله مهدویکنی درست بود. کادرسازی که امروز در دانشگاه امام صادق(ع) صورت میپذیرد بی نظیر و بی بدیل است.این دانشگاه ساخته شده تا نقاط ضعفی که در کادرهای نظام است را پر کند.

من مقداری اهل تحقیق و تفحص هستم. امروز هر تحقیقی که در حوزه علوم انسانی میدرخشد و متبلور میشود مشاهده میکنید یکی از دانشجویان و یا فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق بی سر و صدا آنجا کار میکند. امروز به جرات میتوان گفت همانطور که مقام معظم رهبری فرموده اند دانشگاه امام صادق در مسیر مرجعیت علمی و اسلامی سازی محیط علمی کشور گام بر میدارد.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: