درباره سرنوشت منتظری و اطرافیانش و چند خاطره روشنگر : گریه منتظری از سر سادگی، خرید شراب با مجوز منتظری و دستور شهید رجایی برای اخراج نورچشمی مهدی هاشمی از کشور...
همان اوایل جنگ و بعد از فتح خرمشهر که اسرائیل لبنان را اشغال کرد و ما به آنجا نیرو بردیم که بعدا امام(ره) فرمان دادند که آنها را برگردانیم، پادگان‌مان در یکی از شهرهای سوریه بود
در بد‌ترین تحریم‌های نظامی در زمان جنگ حرکتی را آغاز کردیم که به خودکفایی رسیدیم و حتی موشک‌هایی با بُرد 110 کیلومتر را خود می‌ساختیم. امروز در بسیاری جهات پهلو به پهلوی آمریکا حرکت می‌کنیم.
من شرایط امروزمان را شبیه مجلس ششم می دانم؛ نه به لحاظ شباهت توان رقیب، بلکه به لحاظ فقدان گفتمان غالب میان اصولگرایان و اصالت دادن به وحدت صرف برای کسب رأی.
امام و آقا هر دو می‌گویند این رابطه باید رابطه دو دولت مساوی باشد. رابطه گرگ و میش نباشد، هر وقت آمریکا قبول کرد ما رابطه برقرار می‌کنیم ، اما تحقق این امر را در ناصیه آمریکا نمی‌بینیم، چرا نمی‌بینیم؟ انقلاب اسلامی در کمال ناباوری دنیا پیروز شد، هر دو قدرت شرق و غرب را تهدید کرد و اگر این انقلاب بماند روز به روز آنها عقب می‌روند و ما جلو می‌رویم.
یادبود
لاجوردی شبیه مولایش بود، او شبیه مقتدایش امام خمینی (ره) بود. من از یکی از عملیات‌ها که آمدم، رفتم جماران خدمت حضرت امام (ره) و گزارش دادم بعد رفتم هیات دولت و بعد هم پیش شهید لاجوردی در آن عملیات، خیلی از نیروهای ما شهید شده بودند، وقتی گزارش عملیات را خدمت حضرت امام عرض کردم، ایشان آنچنان ناراحت شد که به گریه افتاد. آنجا امام فرمودند که ما باید افتخار کنیم که در زمانی قرار گرفته‌ایم که امتحانش با شهادت است و پناه ببرید به خدا، از روزی که باب شهادت بسته شود. لاجوردی هم چنین روحیه لطیف و حساسی داشت. در مورد زندانی‌ها هم باید بگویم که انصافاً لاجوردی زندان را تبدیل کرده به کلاس انسان‌سازی، لاجوردی آبرویش را گرو می‌گذاشت تا برای یک زندانی مستضعف که بدهی مالی داشته و از عهده آن بر نیامده پول جمع کند تا او آزاد شود. حالا این آدم، آدم خشنی است! البته لاجوردی در مقابل برخی از مجرمین، مصداق اشداء علی الکفار بود و از حدود اسلامی، تخطی نمی‌کرد.
آرشیو