در مقطعي كه در هیئت دولت بودم، دعوا بر سر دولتی بودن و ملتی بودن اقتصاد بود. نه نفر طرفدار و نه نفر مخالف بودند، نوزده نفر هم حضور داشتیم و من هم با توجه به وظيفه ام در دولت اعلام موضع نكرده بودم. به طرفداران اقتصاد دولتی گفتم مشکل شما را مولوی در کتاب مثنوی خودش آورده است. فردي كه چهره ترسناكي داشت بچه اي را بغل کرده بود. بچه هم گریه می‌کرد، او هم براي آرام كردنش تلاش می‌کرد. عارفی رد شد و پرسید: «می‌خواهی چه کار کنی؟» جواب داد: «می‌خواهم این را ساکت کنم». گفت: «اگر می‌خواهی ساکت شود، او را زمین بگذار». تا گذاشت زمین بچه ساکت شد. گفت: «این بچه از خودت می‌ترسید».
سال 62 سه وزیری که با هم رأی آوردیم، خدمت يكي از بزرگان وقت بوديم. گفت: «من یک پیغام به دولت می‌دهم. با حذف مأخذ به عنوان "کسی" یا "بزرگی" این پیغام را می‌دهید؟» بعد گفت: «شما به دولت بگویید بین این دو امر که مخیر بودید، دومی را انتخاب کردید. راه اول این که وضع همه مردم خوب باشد و چند نفری هم پولدار شوند. دوم این که وضع همه مردم بد باشد و به فلاکت بیفتند، مبادا كه یک عده پولدار شوند و شما دومی را انتخاب کردید»
از امام سئوال کردند با کدام نیرو می‌خواهی با شاه بجنگی و طرفداران تو چه کسانی هستند؟ ایشان فرموده بودند: «طرفداران من دارند در گهواره ها هستند». الان بعد از 50 سال از آن درخشش واقعیتی هست که بیداری‌ای که امام به ملت ایران داد نه‌تنها در ملت ما خاموش نشد، بلکه از ملت ایران فراتر رفت. یعنی وقتی آدم اهل تحقیق، تفحص و پرسش باشد، اگر الان در میان ملت مصر، یمن، تونس، بحرین، عراق، افغانستان و همه جاهایی که حرکاتی هست برود و سئوال کند، می‌گویند این خیزش و حرکت دنباله حرکتی است که امام در ایران انجام داد و اصولاً رشد سیاسی مسلمانان و در رأس همه مسلمانان کشور عزیزمان ایران را بالا برد.
مصاحبه با محسن رفیق‌دوست، در حاشیه پخش مستند ما نیز روزگاری
در آستانه دهه فجر مستندي بر اساس خاطرات محسن رفيقدوست با عنوان "ما نیز روزگاری" در شبكه مستند از دوشنبه گذشته (30 دی ماه) ساعت 18 از شبکه مستند در حال پخش است كه 41 قسمت ادامه خواهد يافت، مستندي كه نوعي تازه از روايت از انقلاب اسلامي است. در اين خصوص با وي به گفتگو نشسته ايم.
اگر از کنار امر به معروف و نهی از منکر بگذریم، در واقع از کنار تمام فروع دین گذشته و آنها را کمرنگ کرده‌ایم. مقوّم و تداوم‌دهنده شش اصل قبلی اصل امر به معروف و نهی از منکر است. واجبی است که اگر انسان ترک کند، مثل نمازی که قضا می‌شود و روزه‌ای که نگرفته، حج نرفته، خمس نداده است و در قیامت بازخواست می‌شود که تو منکر را دیدی و دم نزدی؟ امکانش را داشتی ارشاد به معروف کنی و نکردی؟ در مقابل آن هم کسی که دیگران را به خیر دلالت می‌کند، مثل این است که خودش آن عمل خیر را انجام داده است.
یادبود
روز پنجم يا ششم امام خسته بودند و گفتند امروز ملاقات نباشد. ديدم جمعيت زيادي جمع شده است. رفتم بالاي در دبستان علوي و ديدم شهيد صدوقي دم در است. بچه ها ايشان را نمي شناختند. و گفتند امروز ملاقات نيست. مرحوم صدوقي هم بلافاصله گفت: "حالا كه تعطيل است فردا مي آيم." من از بالاي در گفتم: " نه آقا، براي شما تعطيل نيست." بعد در را باز كردم و ايشان را به داخل بردم. يك روز ديگر هم قرار بود ملاقات نباشد. پيرمردي براي خودش معركه گرفته بود؛ شعار ميداد، شعر مي خواند، دم مي داد و بقيه سينه مي زدند. رفتم بالاي در و گفتم پدرجان ملاقات نيست. گفت: "هست" بعد رو كرد به مردم و گفت:" مردم! همه با هم بگوييد ما منتظر خميني هستيم. هيچ جا نمي رويم همينجا هستيم."
آرشیو