|
به‌روز شده در: ۰۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۵
درباره سرنوشت منتظری و اطرافیانش و چند خاطره روشنگر : گریه منتظری از سر سادگی، خرید شراب با مجوز منتظری و دستور شهید رجایی برای اخراج نورچشمی مهدی هاشمی از کشور...
همان اوایل جنگ و بعد از فتح خرمشهر که اسرائیل لبنان را اشغال کرد و ما به آنجا نیرو بردیم که بعدا امام(ره) فرمان دادند که آنها را برگردانیم، پادگان‌مان در یکی از شهرهای سوریه بود
در بد‌ترین تحریم‌های نظامی در زمان جنگ حرکتی را آغاز کردیم که به خودکفایی رسیدیم و حتی موشک‌هایی با بُرد 110 کیلومتر را خود می‌ساختیم. امروز در بسیاری جهات پهلو به پهلوی آمریکا حرکت می‌کنیم.
من شرایط امروزمان را شبیه مجلس ششم می دانم؛ نه به لحاظ شباهت توان رقیب، بلکه به لحاظ فقدان گفتمان غالب میان اصولگرایان و اصالت دادن به وحدت صرف برای کسب رأی.
امام و آقا هر دو می‌گویند این رابطه باید رابطه دو دولت مساوی باشد. رابطه گرگ و میش نباشد، هر وقت آمریکا قبول کرد ما رابطه برقرار می‌کنیم ، اما تحقق این امر را در ناصیه آمریکا نمی‌بینیم، چرا نمی‌بینیم؟ انقلاب اسلامی در کمال ناباوری دنیا پیروز شد، هر دو قدرت شرق و غرب را تهدید کرد و اگر این انقلاب بماند روز به روز آنها عقب می‌روند و ما جلو می‌رویم.
یادبود
جنگ که شروع شد، عرفات به ایران آمد و من با او ملاقات کردم، او به من گفت: «من شما را دوست دارم، شما امید ما هستید اما همه دنیا پشت صدام هستند، من پیشنهاد می‌کنم با صدام آتش بس کنید»، گفتم شما مطمئن باش هیچ‌کس در ایران تا زمانی که یک عراقی در خاک ایران است، آتش بس را قبول نمی‌کند... [از ارتباط عرفات با صدام] آن موقع نه [اطلاع نداشتیم] بعداً چرا، او بعد از شروع جنگ به صدام نزدیک و از ما دور شد
آرشیو