شهید اندرزگو بین زندگی شخصی خودش و مخارج مبارزه، یک خط کامل کشیده بود. برای زندگی شخصی‌اش ماهیانه مختصری می‌گرفت که معمولاً یکی از رفقا تأمین می‌کرد و در سال‌های آخر حاج علی حیدری به او پول می‌داد، اما در مورد مخارج مبارزه، مراجعه می‌کرد و می‌گفت باید بدهید. حالا که رقم شصت هزار تومان و صد هزارتومان می‌گوییم، رقمی به نظر نمی‌آید، ولی آن روز‌ها وقتی می‌آ‌مد و مثلاً به من می‌گفت شصت هزار تومان بده، ‌ وقتی بود که من یک خانه دویست متری را خریده بودم به قیمت صد هزار تومان.
در مقطعي كه در هیئت دولت بودم، دعوا بر سر دولتی بودن و ملتی بودن اقتصاد بود. نه نفر طرفدار و نه نفر مخالف بودند، نوزده نفر هم حضور داشتیم و من هم با توجه به وظيفه ام در دولت اعلام موضع نكرده بودم. به طرفداران اقتصاد دولتی گفتم مشکل شما را مولوی در کتاب مثنوی خودش آورده است. فردي كه چهره ترسناكي داشت بچه اي را بغل کرده بود. بچه هم گریه می‌کرد، او هم براي آرام كردنش تلاش می‌کرد. عارفی رد شد و پرسید: «می‌خواهی چه کار کنی؟» جواب داد: «می‌خواهم این را ساکت کنم». گفت: «اگر می‌خواهی ساکت شود، او را زمین بگذار». تا گذاشت زمین بچه ساکت شد. گفت: «این بچه از خودت می‌ترسید».
سال 62 سه وزیری که با هم رأی آوردیم، خدمت يكي از بزرگان وقت بوديم. گفت: «من یک پیغام به دولت می‌دهم. با حذف مأخذ به عنوان "کسی" یا "بزرگی" این پیغام را می‌دهید؟» بعد گفت: «شما به دولت بگویید بین این دو امر که مخیر بودید، دومی را انتخاب کردید. راه اول این که وضع همه مردم خوب باشد و چند نفری هم پولدار شوند. دوم این که وضع همه مردم بد باشد و به فلاکت بیفتند، مبادا كه یک عده پولدار شوند و شما دومی را انتخاب کردید»
از امام سئوال کردند با کدام نیرو می‌خواهی با شاه بجنگی و طرفداران تو چه کسانی هستند؟ ایشان فرموده بودند: «طرفداران من دارند در گهواره ها هستند». الان بعد از 50 سال از آن درخشش واقعیتی هست که بیداری‌ای که امام به ملت ایران داد نه‌تنها در ملت ما خاموش نشد، بلکه از ملت ایران فراتر رفت. یعنی وقتی آدم اهل تحقیق، تفحص و پرسش باشد، اگر الان در میان ملت مصر، یمن، تونس، بحرین، عراق، افغانستان و همه جاهایی که حرکاتی هست برود و سئوال کند، می‌گویند این خیزش و حرکت دنباله حرکتی است که امام در ایران انجام داد و اصولاً رشد سیاسی مسلمانان و در رأس همه مسلمانان کشور عزیزمان ایران را بالا برد.
مصاحبه با محسن رفیق‌دوست، در حاشیه پخش مستند ما نیز روزگاری
در آستانه دهه فجر مستندي بر اساس خاطرات محسن رفيقدوست با عنوان "ما نیز روزگاری" در شبكه مستند از دوشنبه گذشته (30 دی ماه) ساعت 18 از شبکه مستند در حال پخش است كه 41 قسمت ادامه خواهد يافت، مستندي كه نوعي تازه از روايت از انقلاب اسلامي است. در اين خصوص با وي به گفتگو نشسته ايم.
یادبود
بعضي از آنها را از كميته ي استقبال حضرت امام مي شناختيم. بسياري از جوان هاي متدين و انقلابي هم مراجعه مي كردند، كه بعد از تحقيق محلي آن ها را ثبت نام مي كرديم. آقاي غرضي مي گفت در را باز كنيد همه بيايند . خودش يك گروهي داشت كه ما بعدا آن ها را از سپاه بيرون كرديم. اسم اين گروه "سيا" مخفف سيامك يا سياوش بود. از اين داستان ها هم داشتيم
آرشیو